سوگند استظهاری به چه معناست؟

سوگند استظهاری به چه معناست؟

مقدمه

سوگند استظهاری یکی از سوگندهایی است که در فرآیندهای قضایی مطرح می‌شود و ناشی از غیاب طرف دعوا یا فوت او است. این نوع سوگند، علاوه بر اثبات اصل ادعا، به اثبات بقا و اعتبار آن حق نیز کمک می‌کند. در این مقاله به بررسی سوگند استظهاری، مواد قانونی، نظریات مشورتی، و آرای قضایی مرتبط پرداخته می‌شود.

تعریف سوگند استظهاری

سوگندی استظهاری سوگندی است که شخص مدعی دعوای علیه میت برای اثبات ادعایش یاد می کند. در دعوای علیه میت حتی اگر ادله کامل باشد، اما اتیان سوگند استظهاری نیز لازم است. لذا سوگند استظهاری سوگندی است که مدعی در موارد خاص، مانند هنگامی که دعوایی علیه متوفی مطرح است، باید علاوه بر اقامه بینه برای بقای حق خود یاد کند. منظور از دعوی علیه میت آن است که منشأ دعوای فعلی رابطه حقوقی میان خواهان و متوفی بوده و در جلسه ایی که وراث متوفی به عنوان خوانده حاضر می شوند مطرح می شود.

یکی از مهم‌ترین مواد قانونی مرتبط با سوگند استظهاری، ماده 278 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی است. این ماده تصریح می‌کند که در دعاوی علیه متوفی، پس از اقامه‌ بینه، ادای سوگند خواهان نیز لازم است و در صورت امتناع از سوگند، حق وی ساقط می‌شود.
ماده 278 قانون آیین دادرسی مدنی:
در دعوای بر میت پس از اقامه بینه، سوگند خواهان نیز لازم است و در صورت امتناع از سوگند، حق وی ساقط می‌شود.
فرآیند ادای سوگند استظهاری به قرار موقتی دادگاه بستگی دارد و نیاز به درخواست مستقیم از مدعی و یا حتی طرف مقابل ندارد. دادگاه می‌تواند رأساً، بدون درخواست، این سوگند را مطالبه کند و در صورت امتناع، ادعای مدعی سقوط خواهد کرد. همچنین سوگند استظهاری با سوگند بتی و تکمیلی تفاوت‌هایی دارد. برای مثال، برخلاف سوگند تکمیلی که به منظور تکمیل دلیل ناقص است، سوگند استظهاری در حالی استفاده می‌شود که دلایل مدعی از نظر قواعد عمومی ادله کافی باشد.

سوگند استظهاری در دعاوی غیر مستقیم علیه میت

سوال آن است که آیا در دعاوی که مع الواسطه به طرفیت میت (وراث میت) طرح می‌گردد آیا سوگند استظهاری ضرورت دارد یا اینکه سوگند استظهاری صرفاً در دعاوی بدون واسطه به طرفیت میت وراث میت لازم و ضروری است ؟ برای مثال آیا در دعوی مطالبه وجه چکی که میت صادر کرده و دارنده فعلی آن مراوده مالی با میت نداشته و چک از طریق ظهر نویسی به وی رسیده است، این سوگند ضروری است؟

اداره کل حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی شماره 7/98/1226 مورخ 1398/12/13 بیان داشته است که : در فرض سوال که دارنده مع‌الواسطه چک دعوا بر میت اقامه نماید، اصولاً نیازی به ادای قسم استظهاری نیست و ماده 1333 قانون مدنی و ماده 278 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379، ناظر به مواردی است که متوفی رابطه حقوقی مستقیم با خواهان داشته باشد، لیکن اگر برای مرجع قضایی رسیدگی کننده در این موارد در حسن نیت دارنده تردید شود، ادای سوگند استظهاری لازم است.

اتیان سوگند استظهاری در موارد فوت خوانده در اثنای رسیدگی

چنانچه خوانده در جریان رسیدگی فوت نماید پس از توقف رسیدگی و تعیین جانشینی وی در راستای ماده 105 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، آیا سوگند خواهان لازم است یا خیر ؟

اداره کل حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی شماره 7/98/1110 مورخ 1398/10/07 مقرر نموده است که چنانچه دعوا به طرفیت شخصی مطرح شده و او در اثنای دادرسی فوت نماید و سپس ورثه وی به جانشینی معرفی شوند، موضوع مشمول اطلاق ماده 278 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 است و سوگند خواهان لازم است؛ مگر آن‌که به تشخیص دادگاه، با عنایت به ماده 1333 قانون مدنی و با در نظر گرفتن دفاعیات خوانده (در زمان حیات وی) در بقاء دین تردید نباشد.

ماده 1333 قانون مدنی:

در دعوی بر متوفی در صورتی که اصل حق ثابت شده و بقای آن در نظر حاکم ثابت نباشد حاکم می‌تواند از مدعی بخواهد که بر بقای حق خود قسم یاد کند. ‌در این مورد کسی که از او مطالبه قسم شده است نمی‌تواند قسم را به مدعی‌علیه رد کند. ‌حکم این ماده در موردی که مدرک دعوی سند رسمی است جاری نخواهد بود.

همچنین شایان ذکر است که هیأت عالی در نشست قضایی مورخ 1398/07/01 استان خراسان جنوبی شهر بشرویه ، معتقد است که با توجه به فلسفه ی ادای سوگند استظهاری و رعایت احتیاط در دعوای بر میت، در صورتی که خوانده قبل از تشکیل جلسه اول دادرسی فوت‌شده و اوراق قضایی و وقت رسیدگی ابلاغ واقعی نشده باشد، پس از تعیین جانشین خوانده متوفی و ادامه رسیدگی به پرونده سوگند استظهاری ضروری است، در غیر این صورت اگر بعد از جلسه اول دادرسی و دراثنای رسیدگی خوانده دعوی فوت کند نیازی به سوگند استظهاری خواهان نیست. بنابر نظر اتفاقی، با ملاحظه ماده 278 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و ماده 1333 قانون مدنی به نظر می‌رسد در صورتی که دعوا از ابتدا به طرفیت ورثه متوفی مطرح شده باشد (دعوی بر میت) و تنها مستند دعوا بینه (شاهد شرعی) باشد سوگند استظهاری توسط خواهان ضروری است و در صورتی که مستند دعوا غیر از شاهد (بینه) باشد از دو حال خارج نیست:

  • اول این که : مستند به غیر سند رسمی است که مطابق ماده 1333 قانون مدنی دادگاه می‌تواند سوگند استظهاری خواهان را بر بقاء حق بخواهد
  • دوم این که : مستند دعوی سند رسمی است که در این حالت دادگاه حق ندارد سوگند خواهان را بخواهد.

با توجه به مراتب فوق در ما نحن فیه و موضوع سوال که دعوا از ابتدا به طرفیت شخصی مطرح شده و نامبرده در جلسه یا جلسات دادرسی نیز شرکت کرده است لکن قبل از ختم دادرسی فوت کرده و مطابق ماده 105 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار توقف رسیدگی صادر شده و ورثه او وارد رسیدگی شده‌اند حتی در فرضی که مستند دعوی صرفاً بینه شرعیه (شاهد) باشد نیازی به سوگند استظهاری نمی‌باشد هر چند این که تفصیل قائل شویم و بگوییم در صورتی که خوانده اولیه که در اثنای دادرسی فوت کرده در جلسه اول دادرسی حاضر شده و یا وقت جلسه اول دادرسی به او ابلاغ واقعی شده است و دفاع و تعرضی نسبت به دعوی خواهان نداشته و بعد از جلسه اول دادرسی فوت کرده است نیازی به سوگند استظهاری نیست لکن چنانچه قبل از جلسه اول دادرسی فوت کرده یا وقت جلسه اول دادرسی به او ابلاغ واقعی نشده بوده است و فوت کرده است سوگند استظهاری ضروری است با احتیاط موافق تر می‌باشد چرا که تکلیف خوانده مطابق ماده 96 قانون اخیر این است که مدارک و مستندات و دفاعیات خویش را در جلسه اول دادرسی ارائه نماید.

سوگند شخص حقوقی در دعوای علیه میت

در دعوی بر میت علاوه بر اقامه بینه سوگند خواهان نیز لازم است (به استناد ماده 278 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی) چنان‌چه خواهان شخص حقوقی باشد آیا سوگند لازم است؟

سوگند امری شخصی است اعلام اراده‌ای است که به موجب آن شخص خدا را شاهد صدافت خود در اظهارات و التزامات بیان شده می‌گیرد و همچنین سوگند از اموری است که به شخصیت و اعتقاد و ایمان شخصی بستگی دارد و به همین جهت ولی یا قیم محجور نمی‌تواند به نمایندگی او سوگند یاد کند و قسم متوجه او نمی‌شود.و همچنین بر اساس تبصره 2 ماده 35 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی سوگند قابل توکیل (نماینده قراردادی) نمی‌باشد. وکیل در دعوی می‌تواند طرف را قسم دهد لکن قسم یاد کردن قابل توکیل نیست وکیل نمی‌تواند به جای موکل قسم یاد کند مضافاً دعاوی که یک طرف آن اشخاص حقوقی مثل ادارات دولت وشرکت‌ها هستند قسم مورد ندارد.

سوگند استظهاری در دعوایی که مستند آن سند رسمی است

با توجه به اطلاق ماده 278 قانون آیین دادرسی مدنی که موخر بر ماده 1333 قانون مدنی است آیا در دعوای بر متوفا که مستند آن سند رسمی است، سوگند استظهاری مدعی لازم است؟ به عنوان مثال در دعوای مطالبه مهر به طرفیت ورثه زوج متوفا مستند به سند رسمی نکاح آیا سوگند خواهان ضروری است یا خیر؟

در دعوای بر میت که مستند آن سند رسمی باشد، مطابق قسمت اخیر ماده 1333 قانون مدنی، قسم استظهاری جاری نخواهد شد. ماده 278 قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان اینکه اساساً آیین دادرسی مدنی مجموعه اصول و مقرراتی است که در مقام رسیدگی به کلیه دعاوی به کار میرود، مغایرتی با ماده موصوف ندارد. مطابق ماده 278 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی در دعوای بر میت در صورت نبودن سند رسمی، چنانچه اثبات دین با بینه باشد،

آیا بین ماده 278 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 1333 قانون مدنی تعارض وجود دارد ؟

قانونگذار در ماده 278 قانون آیین دادرسی مدنی مقرر نموده است : «در دعوای بر میت پس از اقامه بینه، سوگند خواهان نیز لازم است و در صورت امتناع از سوگند، حق وی ساقط می‌شود. » همچنین در ماده 1333 قانون مدنی مقرر شده است « ماده 1333 قانون مدنی در دعوی بر متوفی در صورتی که اصل حق ثابت شده و بقای آن در نظر حاکم ثابت نباشد حاکم می‌تواند از مدعی بخواهد که بر بقای حق خود قسم یاد کند. ‌در این مورد کسی که از او مطالبه قسم شده است نمی‌تواند قسم را به مدعی‌علیه رد کند. ‌حکم این ماده در موردی که مدرک دعوی سند رسمی است جاری نخواهد بود. »

بینه در ماده 278 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی به معنای شهادت شهود است. به عبارت دیگر به معنای اخص آن به کار رفته است لذا ماده مذکور با قسمت خیر ماده 1333 قانون مدنی قابل جمع بوده و ناسخ آن نیست. در فرض اینکه در ماده 278 مراد از بینه معنای عام آن یعنی دلیل از جمله سند رسمی باشد در موضوع مورد نظر مذکور حکم قانونی خاص بوده و ماده 278 آیین دادرسی عام تلقی میشود. قانون عام، قانون خاص را ولو اینکه مقدم باشد نسخ نمیکند، مگر آنکه در قانون عام موخر به فسخ قانون خاص مقدم تصریح شده باشد و در ماده 278 تصریح به فسخ قسمت اخیر ماده 1332 قانون مدنی نشده است. مضافاً اصل عدم نسخ قانون است. در موارد تردید باید بقای اعتبار آن استصحاب شود لذا در مورد اینکه آیا قسمت اخیر ماده 1333 قانون مدنی به وسیله ماده 278 آیین دادرسی مدنی نسخ شده یا خیر، با لحاظ تردید اصل بر بقاست.

مع الوصف ماده 1333 قانون مدنی ناظر به مواردی است که اصل حق و ادعای مطروحه علیه میت ثابت و لیکن بقای آن در نظر حاکم ثابت نیست که در این صورت حاکم می‌تواند از مدعی بخواهد بر بقای دین میت قسم یاد کند (سوگند استظهاری). ولیکن ماده 278 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مربوط به مواردی است که اساساً اصل حق، محل تردید بوده و ثابت نباشد و مدعی با اقامه بینه به اثبات آن می‌پردازد. در نتیجه به نظر نمی‌رسد بین مواد 278 و 272 قانون آیین دادرسی دادگاه‌ها‌ی عمومی و انقلاب در امور مدنی و ماده 1331 قانون مدنی راجع به سوگند و دعوا علیه میت، تعارضی وجود داشته باشد که نظر هیئت عالی در نشست قضایی مورخ 1390/06/07 استان خراسان جنوبی شهر طبس و نشست قضایی مورخ 1385/03/26 استان مازندران شهر ساری، موید آن است.

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *